دانشگاه میدان معرکه شرور و وطنفروش نیست
محمود مرادی در گفتگو با خبرنگار سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «سرای نور» با اشاره به اینکه دانشگاه همواره در فرهنگ اسلامی و ایرانی، نهادی مقدس و جایگاه والای تعلیم، تربیت و تضارب آراء بوده است، اظهار کرد: وقایع تلخ اخیر در تعداد محدودی از دانشگاهها، ناباورانه چهرهای از این نهاد ترسیم کرد که با قداست علم و حرمت محیط دانشگاهی فرسنگها فاصله داشت و دانشجویان ما چه در دوران قبل از انقلاب و بعد از انقلاب با قرار گرفتن در خط مقدم ثابت کردند که در خدمت نظام، انقلاب، قرآن و ولایت هستند و پیشرفت علمی کشور و بالندگی ایران در همه عرصهها را باید مرهون فعالیت دانشگاهیان دانست.
وی گفت: دانشگاه به لحاظ رشد و بالندگی کشور، خار چشم دشمن است و پیشرفتهای علمی جوانان ما امروز باعث عقبنشینی دشمن شده است و وقایع اخیر در دانشگاهها نشان میدهد که باید مجدداً به دنبال رد پای افسران موساد در غائله به هم ریخته شدن جو دانشگاهها باشیم زیرا که به نظر میرسد این بار موساد و سایر سرویسهای اطلاعاتی غربی به دنبال تحقق مسئلهای هستند که در دو روز 18 و 19 دی ماه موفق به انجام آن نشدند.
این نخبه علمی و فرهنگی ادامه داد: آن چیزی نیست جز اینکه با انجام پروژه کشته سازی، تعمیق شکافهای طبیعی جامعه، از بین بردن اتحاد و انسجام ملی، ایجاد خطای شناختی و نهایتاً مشروعیت بخشی به دخالت خارجی زمینه ساز شکست بزرگ تمدنی ملت ایران باشند و در این میان هم ظاهراً نسبت به احساساتی بودن، کم عمق بودن و همچنین هیجانی بودن دانشجوها و همچنین فضای محدود و خاص دانشگاهها و نهایتاً برخی آتش بیاران معرکه به مانند اساتید و مسئولین غرب گرای دانشگاهی بیش از همیشه دل خوش کردهاند.
مرادی افزود: در ابتدای انقلاب این دانشگاهها و دانشگاهیها بودند که مدافع انقلاب و نظام بودند امروز نیز دانشگاه و دانشگاهیها با بصیرت و عمل انقلابی خود دشمنان را مأیوس و ناامید خواهند ساخت و از نگاه یک باورمند به انقلاب و پیرو مکتب ولایت، مسئله امروز صرفاً اختلاف سلیقههای سیاسی نیست، بلکه صیانت از کیان کشور در لحظهای حساس است و در این چارچوب، اصل ولایت فقیه تنها یک بحث نظری نیست؛ بلکه ستون انسجام در زمان خطر است.
وی با بیان اینکه در روزهای آرام میتوان اختلافها را با فراغ بال مدیریت کرد، اما در روزهای تهدید، شکافهای عمیق میتوانند ناخواسته به گذرگاه طمع دشمن تبدیل شوند، عنوان کرد: امروز افرادی میخواهند مدار و مسیر دانشگاه را به سمت اغتشاش و هرج و مرج پیش ببرند و در این شرایط حساس مسولان دانشگاه با آگاهی و بیداری می توانند آشوب را در نطفه خفه کنند و مانع گسترش آن به فضای دانشگاه و شهر شوند و با بحث های معرفتی و آگاه سازی دانشجویان این امر با سرعت و کیفیت بالاتری قابل انجام است و آنچه در این تجمعات محدود شاهد بودیم، خروج از دایره نقد و ورود به وادی تخریب بود و توسل به شعارهای ساختارشکنانه، فحاشیهای رکیک و بددهنیهایی که حتی در سطوح پایین اجتماعی نیز ناپسند است و قلب هر بینندهای را به درد آورد.
این نخبه علمی و فرهنگی گفت: عدهای با حمل سنگ، چاقو و ابزارهای خشونتآمیز، ساحت علم را به صحنه درگیری بدل کرده و در اقدامی نابخشودنی، به پرچم مقدس کشورشان که نماد هویت و تمامیت ارضی است، جسارت کردند و جنایتهای وحشیانه، کار افراد عادی نیست و اینها محصول آموزش، سازماندهی و سوءاستفاده از خلأهای اجتماعی و حقوقی است؛ خلأهایی که اگر پر نشوند، امنیت جامعه بار دیگر تهدید خواهد شد و آن که چاقو میکشد، سنگ میاندازد، شیشه میشکند و به همکلاسی خود حمله میکند، دانشجو نیست؛ شرور و وطنفروش است و دانشگاه را با میدان معرکه اشتباه گرفته است.
مرادی یادآور شد: دانشگاه جای اوباش، اراذل و اغتشاشگران اجارهای و لمپنها نیست و چاقوکشهای اجارهای از هر قشر و صنفی نمیتوانند با نقاب دانشجو، پروژه اغتشاش را بازتولید کنند و باید اینطور تلقی شود که شخص چاقوکش و خلافکار به صرف حضور در دانشگاه، نباید مورد مؤاخذه و برخورد قانونی قرار گیرد.
وی تأکید کرد: وزارت علوم و دستگاه قضائی نباید در برابر این اراذل و اوباش کوتاهی کنند و مماشات با کسی که پرچم ملی را آتش میزند یا با چاقو به حریم دانشگاه تجاوز میکند، نهتنها سستی در اجرای قانون، بلکه خیانت به علم و امنیت ملی است و امروز باید با آشوبگرانی که امنیت جامعه را به سخره گرفتهاند با عدالت و بدون فوت وقت برخورد کرد و در کنار اجرای عدالت، انتقال این احساس به جامعه که عدالت در حال اجراست، اهمیتی اساسی دارد.
این نخبه علمی و فرهنگی خاطرنشان کرد: فلسفه علنی بودن برخی مجازاتها در حقوق جزای اسلامی نیز دقیقاً ناظر به همین مسئله است؛ اینکه جامعه ببیند دستگاه قضایی زنده، فعال و عدالتمحور است.
مرادی افزود: ممکن است دستگاه قضایی در پروندههای در حال رسیدگی دقیق و کشف حقیقت باشد، اما وقتی افکار عمومی مشاهده میکند که با گذشت سالها، علیرغم جریحهدار شدن وجدان جمعی جامعه، خروجی ملموسی وجود ندارد، یا از سوی دیگر شفافسازی مناسبی صورت نمیگیرد، حتی اجرای عدالت نیز اثر اجتماعی خود را از دست میدهد.