«تیغ کند» واشنگتن
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی بلاغ؛ تحولات اخیر در خلیج فارس را نمیتوان در چارچوب یک بحران مقطعی یا درگیری محدود تحلیل کرد؛ آنچه در حال وقوع است، بازآرایی عمیق در موازنه قدرت جهانی است. تنگه هرمز، که سالها صرفاً بهعنوان مسیر انتقال انرژی شناخته میشد، اکنون به یکی از مهمترین ابزارهای اعمال قدرت در نظام بینالملل تبدیل شده است.
واکنشهای ساکنان کاخ سفید پس از ماراتن نافرجام ۲۱ ساعته اسلامآباد، پیش از آنکه نشانهای از کنترل اوضاع باشد، بازتاب خشم انباشته و شکست در تحقق اهداف راهبردی است. این ناکامی، آمریکا را به سمت تهدیداتی سوق داده که بیش از آنکه عملیاتی باشند، بار روانی دارند.
تهدید به محاصره دریایی ایران و کنترل عبور کشتیها در تنگه هرمز، در واقع اعترافی ضمنی به پایان کارایی ابزارهای سنتی فشار است. تحریمها به سقف اثرگذاری رسیدهاند، جنگ مستقیم پرهزینه است، و دیپلماسی نیز به بنبست خورده است.
در چنین شرایطی، هرمز به صحنهای تبدیل شده که در آن، نهفقط کشتیها، بلکه آینده نظم جهانی در حال عبور است؛ جایی که هر تصمیم میتواند زنجیرهای از بحرانها را در سطح جهانی فعال کند.
بنبست استراتژیک آمریکا؛ از شکست مذاکرات تا تهدید دریا
پس از شکست مذاکرات و ناکامی در دستیابی به اهداف میدانی، دونالد ترامپ تلاش کرد شکست را در قالب تهدید بازتعریف کند. ادعای «محاصره فوری» تنگه هرمز و پاکسازی مینها، بیش از آنکه یک طرح عملیاتی باشد، یک نمایش قدرت برای جبران شکست است.کارشناسان نظامی غربی، از جمله جفری لوئیس، این تهدید را غیرواقعی دانستهاند. طرح این پرسش که «اگر نفتکش چینی با اسکورت نظامی عبور کند چه میشود؟» عملاً نشان میدهد که چنین سناریویی میتواند به درگیری مستقیم با قدرتهای بزرگ منجر شود.
واقعیت این است که اگر آمریکا توان اجرای چنین سناریویی را داشت، هرگز به آتشبس دوهفتهای تن نمیداد. پذیرش آتشبس خود نشانهای از محدودیتهای عملیاتی و هزینههای سنگین جنگ است.
از این منظر، تهدید دریایی ترامپ را باید یک «ابزار فشار روانی» دانست؛ ابزاری برای امتیازگیری در شرایطی که گزینههای واقعی به شدت محدود شدهاند.
شکاف در جبهه غرب؛ ائتلافی که فروپاشید پیش از آنکه شکل بگیرد
یکی از مهمترین تحولات، عدم همراهی متحدان آمریکا با پروژه محاصره هرمز است. انگلیس صراحتاً اعلام کرد در این عملیات شرکت نمیکند؛ موضعی که نشاندهنده درک دقیق از هزینههای جنگ است.فرانسه نیز به جای همراهی نظامی، بر دیپلماسی تأکید کرد و حتی پیشنهاد برگزاری کنفرانس برای بازگرداندن امنیت دریانوردی را مطرح نمود. این نشان میدهد که اروپا تمایلی به ورود به ماجراجویی نظامی ندارد.
ژاپن نیز اعلام کرد هیچ تصمیمی برای اعزام نیرو نگرفته و صرفاً تحولات را رصد میکند. این موضع، بهویژه از سوی کشوری وابسته به انرژی خلیج فارس، بسیار معنادار است.
در سطح ناتو نیز شکاف آشکار شد. گزارشها حاکی از آن است که متحدان آمریکا از مشارکت در این طرح خودداری کردهاند؛ موضوعی که به افزایش تنش در این ائتلاف انجامیده است.
ایران؛ بازیگری با دست برتر در میدان تنش
در مقابل، ایران با تأکید بر حق حاکمیت خود، اعلام کرده که امنیت منطقه یک مفهوم متقابل است. پیام روشن است: اگر امنیت ایران تهدید شود، هیچ نقطهای در منطقه امن نخواهد بود.اظهارات مقامات ایرانی نشان میدهد که تهران نهتنها از تهدیدات هراسی ندارد، بلکه ابزارهای متعددی برای پاسخ در اختیار دارد. از تنگه هرمز تا بابالمندب، همگی میتوانند به صحنههای جدید تنش تبدیل شوند.
تحلیلگران نظامی نیز اذعان دارند که ایران از مزیت «تشدید تنش» برخوردار است؛ به این معنا که میتواند سطح درگیری را بهصورت کنترلشده افزایش دهد، در حالی که طرف مقابل چنین انعطافی ندارد.
هشدار قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا درباره تهدید بنادر ایران
در همین زمینه، سخنگوی قرارگاه مرکز خاتم الانبیاء(ص) اعلام کرد:
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران دفاع از حقوق قانونی کشورمان را وظیفهای طبیعی و قانونی میدانند و بر همین اساس اعمال حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در آبهای سرزمینی کشورمان حق طبیعی ملت ایران است،بر این اساس تأمین امنیت در آبهای سرزمینی جمهوری اسلامی ایران توسط نیروهای جانبهکف مسلح با قاطعیت ادامه خواهد داشت و همانگونه که بارها اعلام شده است، شناورهای وابسته به دشمن حق عبور از تنگه هرمز را ندارند و نخواهند داشت و سایر شناورها با رعایت ضوابط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران کماکان اجازه عبور از تنگه را خواهند داشت.
همچنین با توجه به استمرار تهدیدهای دشمن علیه ملت ایران و امنیت ملی کشورمان پس از پایان جنگ نیز جمهوری اسلامی ایران با قاطعیت سازوکاری دائمی برای کنترل تنگه هرمز اعمال خواهد کرد.
اعمال محدودیت آمریکای جنایتکار بر حرکت عبور و مرور دریایی شناورها در آبهای بینالمللی اقدامی غیرقانونی و مصداق دزدی دریایی است.نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با صراحت و قاطعیت اعلام میکنند امنیت بنادر در خلیج فارس و دریای عمان یا برای همه است یا برای هیچکس.
اگر امنیت بنادر جمهوری اسلامی ایران در آبهای خلیج فارس و دریای عمان تهدید شود هیچ بندری در خلیج فارس و دریای عمان در امان نخواهد بود.
شوک انرژی؛ وقتی بازار جهانی در برابر هرمز زانو زد
بازار انرژی بلافاصله به تهدیدات واکنش نشان داد. قیمت نفت آمریکا از ۱۰۵ دلار عبور کرد و نفت برنت نیز به بیش از ۱۰۲ دلار رسید. تحلیلها از احتمال عبور قیمتها از ۱۱۰ دلار خبر میدهند.در مواردی حتی قیمتهای لحظهای به بیش از ۱۴۰ دلار رسید؛ رقمی که نشاندهنده اضطراب شدید بازار است. رقابت برای خرید محمولههای فوری شدت گرفته و عرضه بهشدت محدود شده است.
این در حالی است که بسیاری از معاملهگران انتظار کاهش قیمتها را داشتند و همین اشتباه، میلیاردها دلار ضرر به آنها وارد کرد.
بحران زنجیرهای؛ از آسمان اروپا تا مزارع هند
بحران هرمز به سرعت به سایر بخشهای اقتصاد جهانی سرایت کرده است. در اروپا، هشدار درباره کمبود سوخت هواپیما مطرح شده که میتواند صنعت هوانوردی را فلج کند.در هند، نگرانی درباره تأمین کود شیمیایی افزایش یافته و این موضوع میتواند امنیت غذایی را تحت تأثیر قرار دهد.
این نشان میدهد که هرمز فقط یک مسیر نفتی نیست، بلکه ستون فقرات زنجیره تأمین جهانی است.
جنگ پنهان نفتکشها؛ ناوگان ارواح و صادرات پیشدستانه
.
استفاده از «ناوگان ارواح» و خاموش کردن سیستمهای ردیابی، باعث شده حتی در شرایط بحران نیز صادرات ادامه یابد.این یعنی حتی در صورت محاصره، بخش قابل توجهی از نفت ایران همچنان در جریان خواهد بود.
هرمز؛ سلاح ژئوپلیتیک قرن بیستویکم
تحلیلهای غربی اذعان دارند که ایران توانسته از هرمز بهعنوان یک سلاح ژئوپلیتیک استفاده کند؛ ابزاری که قدرت تأثیرگذاری مستقیم بر اقتصاد جهانی دارد.این موقعیت، ایران را در کنار قدرتهایی قرار داده که توان کنترل جریان تجارت جهانی را دارند.افزایش درآمدهای نفتی، حذف تخفیفها و رشد قیمتها، همگی نشانههای این تغییر موازنه هستند.
شکست راهبردی واشنگتن؛ از میز مذاکره تا تهدید دریا
آنچه امروز در هرمز در جریان است، فراتر از یک بحران منطقهای است؛ این یک نقطه عطف در تحول نظم جهانی است. ابزارهای سنتی قدرت در حال از دست دادن کارایی خود هستند و جای خود را به اهرمهای ژئوپلیتیک دادهاند.آمریکا در برابر این تغییر، در موقعیتی دشوار قرار گرفته است. نه توان عقبنشینی کامل دارد و نه ظرفیت ورود به یک جنگ پرهزینه را. این وضعیت، رفتارهای متناقض و تهدیدات غیرعملی را توضیح میدهد.
در مقابل، ایران توانسته با بهرهگیری از موقعیت خود، از یک بازیگر تحت فشار به یک بازیگر تعیینکننده تبدیل شود. این تحول، پیامدهای بلندمدتی برای منطقه و جهان خواهد داشت.
در نهایت، تنگه هرمز امروز نماد یک واقعیت جدید است: قدرت، دیگر فقط در زرادخانهها تعریف نمیشود، بلکه در گلوگاههایی نهفته است که میتوانند سرنوشت اقتصاد جهان را تغییر دهند.