معمایی به نام سیاستگذاری ارزی
برخی کارشناسان معتقدند «جهش ارزی اخیر ریشه سیاسی دارد و مهار پایدار فقط با فعالشدن عرضه صادراتی ممکن است، نه با ارزپاشی بانک مرکزی». این یعنی ساختار بیمار ارز و خلق انتظارات تورمی و التهاب در بازار، گاه به نفع جریانهای سیاسی خاصی تمام میشود.
مطالبهی مشخص از بانک مرکزی
مردم انتظار دارند بانک مرکزی به جای پاسخگویی مستقیم به ادعاهای مطرحشده – که اثبات آنها خارج از توان نهادهای رسمی نیست – به دو مطالبهی شفاف پاسخ دهد:
– شفافیت در سیاست مداخله: کف و سقف غیررسمی قیمت دلار برای بانک مرکزی کجاست و بر چه اساسی تصمیم به مداخله یا عدم مداخله میگیرد؟
– عدم مدیریت سیاسی نرخ ارز: چرا در شرایط جنگ و تحریم تمامعیار (که منطق اقتصادی جهش را توجیه میکند) بازار ارز آرام است، اما در برخی رویدادهای سیاسی بهظاهر معمولی، جهشهای چندده هزار تومانی رخ میدهد؟
نکته آخر اینکه نوسانات ارزی اخیر (افزایش حدود ۲۳ هزار تومانی طی دو روز) بیش از هر چیز ضرورت شفافیت، پاسخگویی و استقلال سیاست ارزی از منازعات سیاسی داخلی را یادآوری میکند. پاسخ «طرف ترامپ بودن یا طرف ایران بودن» شاید صریح نباشد، اما پاسخ «با منافع ملی بودن یا نبودن» را رسانهها و کارشناسان باید از مسئولان مطالبه کنند.